تبليغاتX
ذهن خسته
دخترها (با فریاد خنده ):آشخور تا کی سربازی ؟ کی تموم می شه ؟

سرباز :۲۰ ماه خدمت می کنم تموم میشه یه فکری به حال خودت بکن که تا آخر عمر باید پریود بشی!!

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-==-==-===-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

داشتم فکر می کردم که اگه دنیا برعکس می شد چی می شد.فکر کنین ارتباط بین زن مرد برعکس بود بجایی که مردها برن تو کوچه خیابون دنبال زنها. زنها می رفتن دنبال مردها .

مثلا داری تو خیاون راه میری ماشین لوکسی زیر پات نگه می داره دو تا دختر سانتال مانتال بهت بگن آقا خوشگله درخدمت باشیم جایی میری برسونیم .تو ام بگی ممنون .دوباره بهت گیر بدن  بگی خانوم لطف کنین مزاحم نشین.

یا دو تا دختر موتور سوار وقتی که از خیابون داری میری با سرعت از کنارت رد بشن انگشت بندازن فرار کنن .در حین فرارهم با خنده بگن جووووووووون.

یا وقتی تو خیابون میری بهت تیکه بندازن بهت گیر بدن که شمارشونو بگیری باهاشون دوست بشی.ناز کنی شماره شونو  نگیری.وقتی هم گرفتی بندازی پیش صدتا شماریی که قبلا گرفتی بزاری تو آب نمک وقتی لازم داشتی زنگ بزنی

از همه جالب ترش چند تا دختر بزور سوار ماشینت کنن ببرنت خونه یا باغشون بگن باید با همه ما سکس داشته باشی ترتیب ما رو بدی بزور.بزور بهت بدن. پسر هم گریه کنه بگه ولم کنید ترخدا من آبرو دارم ولم کنید.......

شاید از اول دنیا زندگی بد پی ریزی شده چرا باید مرد بره دنبال زن چی می شد زن میومد دنبال مرد.بنظرم مردا باید تو یه حرکت شهادت طلبانه  چنین سیستمی پیدا کنن نرن دنبال هیچ دختری نگاهشون هم نکن تا شاید این رویا رنگ  واقعیت بگیره.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 14:44 توسط بی نام |

رفیق بد مثل زهر آدم از بین می بره.هر چقدر آدم تنها تر باشه موفق تره.شاید درست باشه که بگم رفیق خوب مثل الماس نایاب خیلی کمه.رفیق سالم خوش فکر نبووووووووووووووووووووووووود!!!!!!!!!!!

خسته شدم از این دوستی های مسخره که به درد لایه جرزم نمی خوره.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 11:27 توسط بی نام |

علامه مجلسی در کتاب حیات القلوب از علی نقل میکند که فرمود:روزی من و فاطمه بحضور رسول اکرم شرفیاب شدیم.و آن حضرت را گریان دیدیم .گفتم پدر و مادرم به فدایت یا رسول لله چرا گریه میکنید؟

فرمود:یا علی شب معراج که مرا به آسمان برند زنانی چند از امت خود را در عذابشدید دیدم و گریه من بر آنهاست... زنی را دیدم که به مو های سرش آویزان بودند.و مغز سرش از شدت حرارت می جوشید.و زنی را مشاهده کردم که او را بر زبانش آویزان کردند و آبجوش جهنم بر حلقش فرو می کردند و زنی را دیدم که بر پستانهایش آویخته بوند و زنی را که گوشت بدن خویش میخورد و آتش در زیر او شعله میکشید.و زنی را مشاهده نمودم که پاهایش را به دستهایش بسته و مارها و عقربهارا بر او مسلط ساخته بودند.

و زنی را کور و کر دیدم که او را در تابوت آتشیت قرار داده و مغز سرش از بینیش بیرون می آمد و بدنش د راثر مرض جذام و پیسی قطعه قطعه و از هم متلاشی میشد .و زنی را دیدم که تنور آتش او را به پاهایش آویخته بودند.و زنی را دیدم که گوشت بدنش را از جلو و عقب با قیچی های آتشین می بریدند.و زنی که صورت و دستهایش را می سوزانیدند و او روده های خویش میخورد.و زنی سرش مانند سر خوک و بدنش بشکل چهارپا و به انواع عذابها معذب بود.و دیگری مانند سگ آتش از پشتش وارد می کردند و ازدهانش بیرون می آورند و ملائکه با گرزهای آتشین بر سر بدنش می زدند.

حضرت فاطمه عرض داشتند:یا رسول الله بمن بگویید که کار آین زنها چه بوده که خداوند آنها را این چنین معذب فرموده است.

حضرت فرمودند:

آن زنانی که به موی سرش آویخته بودند زنی بوده که موی سرش را از مردان نامحرم نمی پوشانیده است و آن زن که بزبانش آویخته بوند زنی بوده که شوهر خود را به زبان اذیت می کرده و آنکه به پستانش آویخته بودند.از همسرش تمکین نمی کرده است و آنکه به پاهایش آویخته بود بی اجازه شوهرش از خانه بیرون میرفته است و آن زن که گوشت بدن خود را میخورد زنی بوده که بدن خود را برای نامحرم زینت میکرده است.و آن زنی که دستهایش را به پاهایش بسته بودند خود را نمیشسته و لباسهایش را پاک نمیکرده و غسل جنابت بجا نمی آورده و به نماز اعتنائی نداشته است و آن زنی که کور کر لال بود از زنا فرزند بهم میرسانیده و به گردن شوهر خود می انداخته . و آن زن که گوشت بدنش را می بریدند خود را بمردان می نمایانده تا مورد توجه آنها قرار بگیرد.و انکهب دنش را میسوزانیدند و او روده های خود را میخورده زنی بوده که مرد و زن حرام را به یکدیگر می رسانیده است.و آن زن که سرو صورتش مانند خوک و بدنش بشکل الاغ بود زنیت که سخن چین و درغگو بوده است.

و آنکه بصورت سگ بود و آتش از پشتش داخل و از دهانش خارج می شده زنی بود خواننده و آواز خوان .آنگاه حضرن فرمود :وای بحال زنی که شوهر خود را بخشم آورد و خوشبحال زنی که همسرش را راضی بدارد.

پس زنان هم وطن موهارو بیرون نزارین چون اون دنیا از مو آویزونتون می کنن . و زبون درازی نکیند چون همین بلا سر زبونتون میاد. حرفهای شوهرنتان را  گوش کنید خانوم من  واقعا درد داره از پستان به سقف آویزون شی حالا اگه  بی اجازه شوهرنتان بیرون رفتید دردش کمتر است چون از پا آویزون میشی و لی نکن اجازه بگیر بعد برو.لباستم بشور حمام هم برو وقتی مردت خواست ترتیبت بده اساسی حال بده  چون امکان داره در آن هم از زبون آویزم بشی هم از پا هم از پستان.

اون لحظه که هیکل به نامحرم نشون میدی فکر کن دارن بدنت تیکه تیکه می کنن بطور حتم پشیمون میشی.

کس کشی درسته درآمد عالی داره ولی خانوم جان نکن بزار بعهده ما مردا فکر آخرتت باش.

آخرین گزینه واقعا درد آوره نمی دنم هایده مهستی خدا بیامرز الان چی دارن میکشن!!!.آتیش رد کنن کو... بعد از دهنت در بیاد خیلی عذاب دردناکیه.

در کل حرف شوهرت گوش کن یه راه میانبرم اینکه بری زن یه آدم ک س ک ش باحال بشی تا اون دنیا کمتر عذاب ببینی این دنیا بیشتر حال کنی

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 16:19 توسط بی نام |

اصلا درک نمی کنم که بدی معروف شدن مورد توجه قرار گرفتن چیه ؟ اگه از بازیگری یا بازیکن ...بپرسی بزرگترین مشکلت چیه میگه زیادی مورد توجه هم .

خیلی باید جالب باشه که هر جا میری مورد توجه باشی یا وقتی کسی از کنارت رد میشه به کناریش بگه دیدی فلانی بودا.اصلا یه غرور عجیبی بهت دست میده به خودت این حق میدی که با هر کسی هر رفتاری دوست داشتی بکنی چون خیلی معروفی.

یه روز با خواهرم رامبد جوان دیدم.خیلی آدم خاکی شیرینی بود. خودم زدم کوچه علی چپ که مثلا نمی شناسمش رامبد جوان برگشت گفت :من نمیشناسید من رامبد جوانم ها ها شروع کرد به بزله گویی مثل تو فیلماش حرف میزد و ما خیلی ذوق کردیم لذت بردیم.

ترانه علیدوستی وبلاگ نویس شده یکی از پستهای وبلاگش اینه ترانه علیدوستی

جالب اینجاست که اگه این واقعا ترانه علیدوستنی نباشه ملت ک... کرده باشه . 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 9:57 توسط بی نام |

چند روز پیش فلمی دیدم به نام خون بازی به کارگردانی رخشان بنی اعتماد.شاید بشه گفت این فیلم اولین و تنها ترین فیلم ایرانی بود که غول اعتیاد انقدر ملوس نمایش میده.باران کوثری شاه کار کرد .از این بهتر نمی شد شکست ناپذیری این غول بی شاخ دم نشون بدی.تمام لحظات فیلم واقعیت انکار ناپذریه.وقتی عمل مواد داشته باشی مادر خودتم برای ۱ ساعت نئشگی به حراج میزاری .هیچ راهی هم برای برگشت وجود نداره .یک خیابان یک طرفه است. فکر کنم تنها راه ترک مواد اینکه بری دبی .چون نیست مجبور به ترک باشی یا اینکه یکنفر تمام وقت زندگی شو بزار پیشت باشه البته اینا وقتی عملی میشه که حدااقل ترک جسمانی کرده باشی.مشکل اصلی معتاد روح روانشه.که اون درست بشو نیست.

یه درخواست دوستانه یا عاجزانه از تمامی کسایی که این کلمات می خونن دارم حتی یکبارم .حتی یبکار هم کراک با هروئین شیشه و... امتحان نکنید . زیاد شنیدم که شیشه اعتیاد نداره موقع سکس فاز زیادی میده نمی دونم کمر سفت میکنه ولی شهوت بالا می بره برعکس تریاک. اینا راضی کردن وجدان خودته جز چرت پرت چیزی نیست.کلا چه تو عروسی چه تو پارتی سر عشق بازی سر سکس یکبارم نکشید آقاجان نکشید. وقتی یکبار بکشی برای چند ساعتی چنان لذتی بهت دست می ده که فکر می کنی رفتی بهشت بعد از چند ساعت از بهشت ترد میشی ولی همیشه لذت بهشت تو لای دندونات مونده انقدر اینکار می کنی که آخرش می کشی که تو همین دنیا باشی به جهنم نری .

خون بازی آخره خط یک معتاده .دیگه تزریق معتاد نئشه نمی کنه برای همین بعد از اینکه مواد به آخرین رگهای باقی مونده خودش تزریق میکنه نمی زاره مواد کامل تزریق بشه وقتی سرنگ خالی شد دوباره سرنگ می کشه ایندفعه خون همراه با مواد وارد سرنگ میشه دوباره سرنگ تزریق میکنه انقدر اینکار ادامه میده تا غش کنه از هوش بره.انقدر این منظره چندش آوره وقتی ببینی حالت تهوع بهت دست میده.

ترایاک کشیدن نسبت به کراک با هروئین شیشه کلا این موادهای رنگارنگ مثل کشیدن سیگاره.ترک تریاک یزره همت می خواد ولی اگه معتاد چیزه دیگه ایی بشی امکان نداره ترک کنی .جز خود کشی راهه دیگه ای نداره.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

بعد از سریال لاست رفتم سراغ سریال فرار از زندادن .فرار از زندان خیلی خوب بود ولی چون لاست دیده بودم اونطور مجذوبش نشدم .لاست خوبی که داشت این بود که تناقص تو سریال دیده نمی شد.ولی  فرار از زندان با اینکه خیلی هیجان انگیز بود ولی قسمت ها آخر سریال کاملا قسمتها اول سریال نقض می کرد.ولی با این وجود حتما توصیه می کنم این سریال ببینید.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

امروز ساقی پیشم بود .خیلی از ارتباطم با اون لذت می برم.چون ساقی مخالف شدید ازدواج پابند شدن.بعضی از دخترا بعد از یه لبی که میدن هزارتا خواستگار رنگارنگ پیدا می کنن .دو هزارتا خاطر خواه انقدر زر می زنن که یا از خیرش بگذری یا از دهنت بپره بگی با من ازدواج می کنی؟ولی حس می کنم که نسبت به چند سال پیش این درخواست ازدواج خیلی کمتر شده حداقل برای عشق بازی مجبورت نمی کنن بری بگیریش .قبلا یادمه مو ها طرف می دیدی می گفت جهزیه من تکمیله ها.

------------------------------------------------------------------------------------------------

با کمال شرمندگی  دانشگاه آزاد ثبت نام کردم .دانشگاه آزادم سیستم عجیبی داره .یه درس به نام دفاع مقدس داره که همه گروه های آموزشی حتما باید پاسش کنن .

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 22:44 توسط بی نام |