به سراغ من اگر می آیید. نرم و آهسته بیایید،مبادا که ترک بردارد. چینی نازک تنهایی من.
امروز:
به سراغ من اگر می آیید.با کلنگ پتک نیایید.مبادا ویران کنید. دیوار بتنی تنهایی من
مردمینسال هم جون خام .مرد میانسال با اون شرایط کاری ازش بر نمی یومده جز صبر .باید صبر میکرد تا شاید مولا ایران خانوم طلاق می داد .
حقیقت شو بخواین مولا همچین هم عاشق ایران خانوم نبوده چون رو سر ایران خانوم دوتا هوو میاره .که یکی از یکی خوشگلتر .سوری هیفا .شایعه شده بوده که مولا چند تا زن صیغه ای هم داشته .از مال ایران خانوم خرج اونا می کرده .اهل محل مونده بودن چرا ایران خانوم اقدام به طلاق نمی کنهاز شر مولا راحت نمیشه .ولی نمی دونستن که ایران خانوم می ترسیده .می ترسیده که از مولا طلاقش بگیره الا خون بالا خون بشه .مجبور بشه تا آخر عمر بی آقا بالا سر زندگی کنه .از اون طرفم اصلا رو مرد میان سال حسابی وا نمی کرده بهش اطمینان نداشته.
مرد میانسالم که از ترس مولا جرات نداشت به ایران خانوم نزدیک بشه.این آخریا عملیم شده بوده وقتی با رفقا ش بزمی راه می نداخته سنگ سیخی برا بوده برای مولا شاخ شونه می کشیده میگفته فلانش میکنم بهمانش می کنم .همچین که نئشگی از سرش می پریده همه حرفاش فراموش می کرده.
الان چندین سال از اون ماجرا ها می گذده .مرد میانسال همچنان نقشه می کشه ایران خانوم همچنان زن مولاست.
این روزا تو چشم های هر مرد میانسالی که نگاه می کنم برق چشماش منو می گیره .درست مثل چشم های مرد میانسال روزنامه فروش محله