تبليغاتX
ذهن خسته
شاید مقداری دیر شده باشه ولی فکر کنم تا آخر فروردین مجاز به تبریک گفتن عید باشیم.حقیقت بخواین دوران خدمت دل دماغ از آدم میگیره.حوصله هیچ کاری نداری.

تو این چند وقتی به تجربه های گرانبهایی دست پیدا کردیم.یکی از این تجربه ها این بود که چند وقته با یه خانوم خوشگل به نام ساقی دوست شدم.که انصافا قیافه زیبایی داره.این خانوم خوشگل همسایه دیوار به دیوار مرضیه است.مرضیه همون خانوم قبلی که باهاش دوست بودم.جالب اینجاست که مرضیه متوجه ارتباط من با ساقی شده حسابی دلگیر شده سعی میکنه به هر طریقی من از اون دور کنه .با این حساب فکر کنم که یک زن در هر شرایطی از هوو بدش بیاد .قبلا فکر می کردم فقط در شرایطی از هوو بدش میاد که عاشق مرد باشه ولی اینطور نبود.ولی برای من هیچ فرق نمی کنه که مثلا مرضیه با چند نفر سکس داشته یا داره.

دوم:گوجه کیلویی ۳۰۰۰ تومن موز کیلویی ۱۸۰۰ تومن خیار کیلویی۱۰۰۰ تومن .تقریبا ۸ ماه به اتمام ریاست جمهوری حضرت عشق باقیست.ملت رای بدین!!!!

سوم : قبل از عید یه ذرت بو داده یا همون چس فیل خودمون گرفتم .البته از نوع کارخونه ایش .متاسفانه یکی از ذرت ها مثل یک تیکه سنگ بود .باعث شد گوشه یکی از دندان های آسیاب من بشکنه .بخاطر همین مجبور شدم ۱۱۰ هزار تومن پول خرج کنم برای عصب کشی پر کردن .حالا این کجاش اشکال داره .هر دو جاش هم اون ذرت صفت که از سنگم سخت تر بود .هم مبلغ درمان.که هم فوق العاده زیاده هم تحت پوشش بیمه نیست.!

-----------------------------------------------------------------------------------------------

تو بخش نظرات یکی از هم وطنان خرم آبادی صحبتی کرده .که کاملا با اون موافقم.همین جا دست بالا می برم میگم من اشتباه می کردم.خیلی کلی می نوشتم .خرم آباد بودن کسایی که دوست داشتن شهرشون اونطور که بود  نباشه.کاملا اون کسان قابل احترام بودن که معذرت می خوام اگر حرفی زده شد کسی رنجیده خاطر شد.

آدرس دوست من اینه http://khoramabadboy.blogfa.com

+ نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 17:6 توسط بی نام |