تبليغاتX
ذهن خسته
خدایان سیزیف را بر آن داشتند تا مدام تخته سنگی را به فراز کوهی رساند.و هر بار تخته سنگ به سبب وزنی که داشت باز به پای کوه در می غلتید.خدایان چنین می پنداشتند که کیفری دهشتبار تر از کار بیهوده و نو میدانه نیست.

همه ما به نوعی دچار عذابی هستیم که خدایان بر سیزیف تحمیل کردند.حالا بعضی از ماها می دونیم آگاهانه سنگ به بالای کوه می بریم .بعضی به امید تحقق توهمات ذهنی سنگ به بالای کوه می برن.

 مرگ و تفاسیر مختلف

میان پرده

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 19:23 توسط بی نام |

چند روزی که موقعی که کارگری نمی رم پست می دم.کتابی جالبی می خونم به  نام وجدان زنو  (اثری از ایتالو اسووو ترجمه مرتضی کلانتریان ).احساس کردم شخصیت داستان خیلی به شخصیت خودم نزدیکه همین موجب شد که با شوق وصف نشدنی این  کتاب زیبا رو بخونم . پیشنهاد می کنم حتما این کتاب بخونین .

این قسمت از کتاب که به نظرم جالب اومد.چون خیلی زیاد بودن فقط بعضی تایپ می کنم بقیه اشم اگر عمری باقی موند تو پست بعدی :

فرد غائب همیشه خطا کار است.

زن خیلی جوانی را به همسری قبول کن برایت بسیار آسان خواهد بود کگه آنرا مطابق سلیقه خودت تربیت کنی.

چیزی که دیگران از آن خبر ندارند و اثری هم از آن بجای نمانده وجود ندارد .

به هر حا به این نتیجه رسیدم که بشر برای حفظ آرامش خود به عدم آگاهی نیاز دارد.

اگر من اعتقاد مذهبی داشتم مثل زنم رفتار نمی کردم بلکه تمام روزها در کلیسا می گذراندم تا از رستگاری ابدی برخوردار باشم.

چرا تعجب می کنی عشق بعد از ازدواج بوجود می آید من خیلی کمتر از تو کتاب خوانده ام و کاملا به آن واقفم.

مقدمه بر ترجمه فارسی .

ایتالو اسووو در سال ۱۸۶۱ در تریست ایتالیا متولد می شود و در سپتامبر ۱۹۲۸ در تصادف اتومیل از دنیا رفت.سهامودار یکی از بزگترین شرکتهای صنعتی ایتالیا بودن سبب می شود که او تمام وقتش را صرف اداره امور این شرکت کند.فراغت از امور تجاری گاهگاهی به او امکان می دهد که به نویسندگی بپردازد.

در ضرف سی سال کار نویسندگی سه رمان منتشر کرد.una vita ۱۸۹۱. senilita (1898) و بعد از یکی سکوت بسیار طولانی (۲۵ سال تمام ) که بی شک ناشی از عدم موفیقت این دو رمان بود.وجدان زنو (la coscienza di zeno) این بار اقبال رو می آورد و کتاب شهرت جهانی پیدا می کند و نویسندگانی چون جمیز جویس. والری لاربو .بنژامین کریمو و دیگران از آن تجلیل می کنند.

در باره اینکه اسووو تحت تاثیر فلسفه شوپنهار است و یا از فروید متاثر است مقالات متعددی نوشته اند که در این مورد می توان به شماره  مقاله مخصوص مجله  Modern Fiction Studies (شماره ۱۸ سال ۱۹۷۲) که کلا به برسی و نقد اثار اسووو اختصاص داده شده است اشاره کرد.

در واقع آنچه به تاثیر پذیری از فلسفه شوپنهار مربوط می شود تردیدی ندارد:

شوپنهار می گوید اگر به کل هستی بشری بنگریم جز تراژدی چیزی در آن نخواهیم یافت در حالی که اگر به جزئیات آن توجه کنیم طنز و کمدی را جلوه گر می یابیم .در وجدان زنو نیز همین دو جنبه زندگی انسانی به نحوی استادانه ترسیم شده است.

زنو همانند شوپنهار عقیده دارد که درد و رنج بخش اساسی زندگی بشری را تشکیل می دهد و راه یافتن به سوی خوشبختی محال است.و در این زمینه تا آنجا پیش می رود که درد رنج از همان بدو تولد همرا نوزاد است .

شوپنهار معتقد است که زندگی بین درد و ملال در نوسان است و زنو نیز همین امر را در زندگی تجربه می کند.

اندیشه مرگ دست از گریبان زنو بر نمی دارد و او بر این عقیده است که زندگی مبارزه بیهوده ای است که در ان سر انجام برد با مرگ است.مفهوم اندیشه شوپنهار نیز همین است: زندگی جدال دائمی برای بقاء است در حالی که انسان می داند در پایان این مرگ است که به پیروزی خواهد رسید.

مطلب اساسی در وجدان زنو این است که انسان یارای تغییر سرنوشت خود را ندارد .شوپنهار نیز به همین منوال اعلام می دارد :هر کس بر این باور است که می تواند طبق اراده و تصمیم خود شخص دگیری بشود.اما تجربه زندگی به او خواهد آموخت که سرنوشت او تابع مقتضیات و ضرورتهاست و او دقیقا همان نقشی را ایفا خواهد کرد که از آن تنفر دارد....

این سخن اندره تریو را درباره وجدان زنو از یاد نبریم (( یک شاهکار عظیم و باور نکردنی ...د ر طول قرن احتمال دارد فقط پنج یا شش اثر به این غنا و عظمت خلق شود))

در مورد مترجم کتاب

+ نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 17:21 توسط بی نام |