تبليغاتX
ذهن خسته
رسم که سال تموم میشه موفقیت شکست رو تو یه برگه بونیسی تا ببینی سال بدی داشتی یا سال خوبی .فقط تنهای کار مثبت تو سالی که گزشت ثبت همین وبلاگ بود. خیلی سال مزخرفی بود.پشت سر هم ناکامی که اومد تو زندگی.اگه بخوام بنویسم دو سه روزی طول میکشه .

-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-

امروز یه فیلم گرفتم به نام Borat  فیلم کمدی بود.با عرض معذرت از اهل ادب و هنر درکل  باید بگم ریده بود به فرهنگ شرق بالاخص ملت قزاقستان.

اینطور که فیلم نشون میده: یه بابایی بلند میشه میره آمریکا که از فرهنگ غنی  آمریکا یه چیزایی یاد بگیره برگرده قزاقستان تا ملت بی فرهنگ وحشی قزاقستان از فقر فرهنگی نجات بده.حالا تصویری که از فرهنگ قزاقستان ساخته بودن.تو قزقستان همین آقا با خواهرش و مادر زنش سکس می کنه .به این مسئله که خواهرش رتبه اول جنده های منطقه رو داره افتخار می کنه.وسط خیابانهای آمریکا میرینه .مدفوع شو تو مشما میاره سر سفره.مورد لطف یه خوانواده محترم یهودی قرار می گیره ولی با وحشی گری رزلی از اونجا فرار می کنه.................در کل قزاقستانی ها رو  آدم های فوق العاده بربر وحشی نشون داده اونم تو سال ۲۰۰۶ .نمی دونم آمریکایی ها  چشون شده صد رحمت به فیلم ۳۰۰

خوب شد. چنین فیلم برای ما ایرانیا نساختن.

************************************************************

اینجا جاداره سال جدید به دوستان دشمنان تبریک بگم.سال خوب پر باری داشته باشید.

www.khoramabad4.blogfa.com

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 22:40 توسط بی نام |

pic

چه شباهتهایی عجیبی !!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 15:41 توسط بی نام |

(( آسوده مباش که بی نیازی ان دگر پر از نیازی ))

بعضی شعرها خیلی به اعماق درونی ذهنت  نفوذ میکنن.اینم جزء اون دسته از شعرهاست.باید دست شاعر ببوسی برای سرودن چنین شعری.این شعر الان تقریبا یک ماه پشت سرهم دارم تکرار می کنم  ....

تو چند روز کذایی  همه چیزایی که داری از دست بدی .ترم آخر ۵ واحد داشتم نرفتم سر کلاس که بشینم برای مهندسی بخونم .با خودم گفتم اگه مهندسی قبول شم .اگه صفرم بگیرم این ۵ واحد نمره شو از استادا می گیرم .بعد از  یک  هفته به کنکور اون جریان مسخره برام پیش اومد.مهندسی قبول نشدم .انقدر بهم ریختم که اون ۵ واحدی که نگه داشته بودم برای سربازیم افتادم از دانشگاه اخراج شدم. در عرض چند روز همه چیزایی که چندین سال برای بدست آوردنش زحمت کشیده بودم  از دست دادم.

یه زمانی با خودم فکر می کردم من با ارشد میرم سربازی. خدمت که نمی کنم عشق حاله.ولی الان باید با بی سوادی برم خدمت حتی بدون دیپلم.این کجا آن کجا....اصلا فکر نمی کردم کارم به اینجا بکشه  خودم یه مرد شکست ناپذیر فرض میکردم.فکر می کردم هر کاری به راحتی میتونم بکنم .هر چیزی براحتی بدست بیارم .که اینطوریم بود.فقط یه لحظه غفلت کردم .متاسفانه بعلت سهل انگاری خودم مجبور شدم تجربه دردناکی تجربه کنم.

موقعی که یک قدمی قله بودم سقوط کردم رفتم دامنه کوه .حالا از صفر صفر باید شروع بشه.ولی برعکس بار اولی که داشتم به  قله می رفتم. الان هوا بشدت بد شده طوفان سیل باران برف بوران دست به دست هم دادن تا بوزن ببارن ویران کنن.

 این شعر برای خودم این جوری تغییر میدم.

غم مخور که پر از نیازی آن دگر بی نیازی.

http://i18.tinypic.com/2ecoy93.jpg

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 20:46 توسط بی نام |

من از زور بیکاری به چه کارایی که دست نمی زنم طبق اون لینکی که تو پیوندهای روزانه است یه تحقیق کوچلو از وبلاگ بر بچه ها کردیم که از این قرارند.

البته بگم قیمت وبلاگ هایی که از سرویس بلاگفا استفاده می کنن باید چهار رقم اولش بر داری که جور دربیاد.

پولدار ترین وبلاگ تو جمعی که من جستجو کردم .

مربوط به مکابیز با ۱۴۰ دلار پول نقد.عناوین بعدی به ترتیب

بی نام با ۷۰ دلار

Dr Jack  با ۲۰ دلار

رویا با ۱۰ دلار

فرانی .البرز با صفر دلار در رتبه آخر قرار می گیرن.

تو سرویس دهنده هایی که دوستان استفاده کردن .پولدارترین سرویس دهنده متعلق به سریس دهنده

ای که البرز استفاده می کنه http://www.blogspot.com/با رقم $1,025,398,000
بعد سرویس دهنده رویا با http://wordpress.com با رقم $670,280,000
بعد سریس دهنده بلاگفا که بقیه استفاده می کنن با رقم $25,844,000

dolar

 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 23:58 توسط بی نام |

عاشق بودم.عاشق دختری به نام سارینا.

که این اسم زاده ذهن خسته خودم بود یه اسمی که باعث شد سه سال با امید زندگی کنم.

اولین بار  تو مخابرات یه آشنایی در حد چهار کلمه.دیگه هیچ کلمه ایی ساخته نشد در سکوت مطلق.

غم غربت با فکر کردن به اون برام راحت تر سپری می شد.از ۶ بعد ازظهر تا ۹ شب فقط پابه پا می رفتم نگاه می کردم.وقتی خسته خالی از امید بر میگشتم فقط چند تا دود باعث می شد که به فردا امیدوارانه تر نگاه کنم.

عاشق بودم.شاید عاشق کسی که اون فقط تصویری از اونه یه کالبد فیزیکی که روحی که در اون دمیده شده برای کس دیگه ای بود. 

مثل درختی شده بودم که دچار بی مهری طبیعت شده سبزی نداشت.امید من زرد بود..منتظر بهاری بودم که سبز بشم. انتظار بیهوده .

بالاخره بت شکست و مرده های من را با خود برد.و لی دود هایم با من ماندند .تا ابد.

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 20:45 توسط بی نام |

تعدادیی سخن حکیمانه از ذهن سیال اینجانب متراشح شد که از این قرارند:

۱- من میروم که می روم گر نروم نمی روم ۲- انقدر احمقیم که فکر می کنی عاقلیم ۳- ما زندگی می کنیم چون زندگی با ما زندگی می کنه ۳- علی انصاریا بر گرد که هم اکنون برگشتن جایز است ۴- انقدر ماندیم که هم اکنون وقت رفتن است ۵-انقدر جلو رفتم که به عقب برگشتم۶- حمله بکن چون بهترین دفاع حمله است.۷-انقدر نفهمیدم چی شد که آخر فهمیدم چی شد

---------------------------------------------------------------------------------------------

و چند سخن حکیمانه ام از دوست وهمکار خوبم حاج آقا سید حجت السلام ولمسلین حضرت آیت الله العظمی امام خمینی

{مساله ۲۸۷۸}:مرده مسلمان را تشریح نمی توان نمود.و اگر تشریح کنند حرام است.و برای قطع سر او و قطع سایر اعضاء او دیه است که در کتاب تحریرالوسیله ذکر نموده ام .و لی تشریح مرده غیر مسلمان جایز استو دیه ندارد چه اهل ذمه باشد چه نباشد(تشریح :پاره کردن بدن مردگان جهت آگاهی های پزشکی و غیره)

{مساله ۲۸۲۶}:اگر دشمن بر بلاد مسلمانان و سرحدات آن هجوم نماید واجب است بر جمیع مسلمانان دفاع از آن به هر وسیله که امکان داشته باشد

{۲۷۸۳}مسلمان از کافر ارث می برد ولی کافر اگر چه پدر یا پسر میت با شد از او ارث نمی برد

{مساله ۲۴۱۲}:زنی که عقد دائمی شده نباید بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود. و باید خود را برای هر لذتی که او می خواهد تسلیم نماید و بدون عذر شرعی از نردیکی کردن او جلوگیری نکند.و اگردر اینها از شوهر اطاعت کند تهیه غذا و لباس و منزل او و لوازم دیگری که در کتب ذکر شده بر شوهر واجب است و اگر تهیه نکند چه توانایی داشته باشد چه نداشته باشد مدیون زن است.

{مساله ۲۷۳۱}اگر وارث میت فقط یک نفر از دسته اول باشد همه مال میت به او میرسد و اگر چند پسر یا چند دختر باشند.همه مال به طور مساوی بین آنان قسمت می شود.و اگر یک پسر و یک دختر باشد مال را سه قسمت می کنند دو قسمت را پسر و یک قسمت را دختر می برد. واگر چند پسر و چند دختر باشند .مال را طوری قسمت می کنند که هر پسری دو برابر دختر ببرد.

pic

هنگام استفاده از این سخنان حکیمانه ذکر نام اینجانب ضروریست .متخلفین مفسد فی الرض شناخته شده و کشتن آنان در بلاد اسلامی بر جیمع مسلمین واجب است.

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 23:23 توسط بی نام |

پروپاگاند ایرانیان در کشورهای شمال یونان دامنه دار بود و بر محور دو اصل دور میزد :اول آنکه هر کشوری را از کشور دیگر و بالاخص از کشور های جنوبی یونان (مرکز ثقل سیاسی و حقوقی و هنری و وطن پرستی)متنفر نمایند و دوم این که سکنه محلی از جنگ متنفر کنند و به آنها بگو یند که پادشاه ایران با هیچ یک از ملل یونان سرجنگ ندارد برای اینکه هیچ یک از ملل یونان به او بدی نکرده اندو فقط ملت آتن به پادشاه ایران بدی کرده و به آسیای صغیر حمله نموده و شهر سارد را آتش زده و ویران کرده و اگر روزی پادشاه ایران به یونان قشون بکشد فقط برای رفتن به آتن است نه به قصد جنگ با ملل یونان.......این تبلیغ ها درملل شمالی یونان موثر واقع شد.........

سرزمین جاوید-سپاه ایران در خاک اروپا-صفحه ۱۱۶۵

ماریژان موله-هرتزفلد-گیرشمن

pic

+ نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 20:21 توسط بی نام |

این چند روزه  اتفاقای زیادی افتاد.یه کیش عروسی امید بود.که با یه زن ۲۹ ساله ازدواج کرده

چرا ؟چون زن مایه دار بود.چه عروسیم برای خودش گرفته بود.الان فقط داره امید میخوره می خوابه .کار چیه زندگی چیه عشق حال. انصافا عجب زن با کلاسیم بود.خدا بد از این شانسا هر چی کور کچل بد بخت تر ار خودمون با ما می پرن.

دنبال کار اخراجیمم بودم که فعلا درست نشده.دیگه فکر نکنم درست شه یواش یواش دارم نا امید می شم

مادرم گیر داده که الا بلا باید بری سربازی .اینکه مجبوریم بریم.اگه بخوام برم دنبال مدرک طول می کشه تا اعزامم کنن .اینکه می خوام بدون مدرک برم یعنی بی سواد صفر کیلومتر صفر کیلومتر.بچه ها  می گن احتمالا اعزامت کنن منطقه .که اینم از خدام بفرست اونجا شاید رفتیم رو مینی چیزی .از خدمت کم شد .کلا هرچی وضعیتت تو خدمت بده باشه از سربازیت کم میشه.یکی از رفیقام به نام  محسن   خدمتش افتاده بوده منطقه.یه اتاقی بهشون داده بودن توش شب روز می کردن روز شب.نه حمامی نه دستشویی .خلاصه رنجری زندگی می کردن.این محسن یه جورایی مجون بود .چهاربار کنکور داد .چهار بارشم قبول شد بهترین دانشگاه های کشور ولی وقتی وارد دانشگاه می شد.جو دانشگاه می دید انصراف می داد. یه بار بهش گفتم محسن تو چرا میری  دانشگاه انصراف می دی. گفت: جو دانشگاه یه جوارایی ماتریال من نمی تونم تو این جو درس بخونم .که این حرفش شد .یه سوژه بین رفقا.یه بار که محسن مرخصی بود.گفتم محسن اونجا عشق حالم می کنین گفت آره خیای اونجا شراب می خوریم.کلی حال کردم گفت دمت گرم بابا تو دیگه کی هستی .گفت البته اونجا شراب عشق معرفت می خوریم.اون موقع عشق قمشه ای داشت .کلا تو یه عالم دیگه سیر می کرد.

پسر عموم می گفت وقتی دژبان بوده خوانواده هایی می اومدن که بچه ها شون تو منطقه خدمت کردن .بعضی ها شون تیر خوردن یا مردن.واقعا ترسناکه بری سربازی بعد بمیری .

یکی از آشناهامون قاچاقی رفته آلمان . تو آلمان پناهنده سیاسی شده . پدر سوخته تو آلمان گفته من مسیحیم .عجب مخی داشته.سواد درست حسابیم نداشت .می گن الان تو یه کار خونه ادکلن سازی کار می کنه وضعی بهم زده ولی دیگه ایران نمی تونه برگرده.نمی دونم واقعا اگه پناهنده سیاسی شی این امکانات دراختیارت می زارن؟

اینم هم دوباره یه اتفاق درد ناک.:طمع گیلاس .طمع جمهوری اسلامی

+ نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 22:39 توسط بی نام |